تبليغاتX
هزارتوی صدای دیگری
بهروز نظری
در اواخر دهه ۶۰ اعترافات تلویزیونی فروکش کردند. اولاً رژیم، به ویژه پس از کشتار ۶۷، بسیاری از فعالان سیاسی را اعدام کرده بود.  ثانیا مردم ایران نه تنها اشتهایی برای دیدن این برنامه ها نشان نمیدادند، بلکه هشیارتر از آن بودند که تلاش رژیم برای چسباندن هرگونه مخالفت با ولایت فقیه را به غرب باور کنند.

ادامه مطلب
نوشته شده توسط پارسا نیک جو  | لینک ثابت |

بهروز نظری

کنترل صدا و سیما توسط ولی‌ فقیه، و انحصاری بودن آن، همواره بدان معنا بوده که جناحهایی از رژیم که به این نهاد دسترسی‌ نداشته و از سوی آن نمایندگی نمی‌‌شدند، همواره می‌‌بایست به مطبوعات روی می‌‌آوردند. از اولین رئیس جمهور رژیم اسلامی (بنی صدر) گرفته تا خاتمی، کم و بیش چنین سیاست و شکافی وجود داشته است.

ادامه مطلب
نوشته شده توسط پارسا نیک جو  | لینک ثابت |

‌ بهروز نظری

بازداشت هزاران نفر به دنبال آخرین کودتای دستگاه ولایت فقیه و محاکمه نمایشی هفته های اخیر در ایران، برای آنها که با تاریخ ایران و از جمله تاریخ سی‌ ساله پس از انقلاب آشنایی دارند نه تازگی داشت و نه مایه تعجّب بود. پخش "اعترافات" دستگیر شدگان از صدا و سیما  یکبار دیگر یادآور نقش سیاسی و کلیدی این نهاد  به مثابه جزیی از دستگاه ولایت فقیه و سرکوب در تاریخ سی‌ ساله پس از انقلاب است.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط پارسا نیک جو  | لینک ثابت |

روبان سفيد؛زايش‏ فاشيسم جمعه شانزدهم بهمن 1388 17:29
شهرام تابع‌محمدى

آخرين ساخته ميكائيل هانكه با صداى پيرمردى بر روى تصويرى از يك دهكده ی آلمانى در اوايل قرن پيش‏ آغاز مى‌شود كه هشدار مى‌دهد همه آن‌چه را كه مى‌خواهد تعريف كند درست به‌خاطر ندارد و در بعضى موارد ممكن است با خيال قاطى شده باشد، اما اتفاقاتى كه مى‌خواهد تعريف كند بسيار مهم هستند چون بر آينده ی كشور (آلمان) تاثير گذاشتند. بعد به سال‌هاى 1913 تا 1915 باز مى‌گرديم و شاهد حوادث مرموزى مى‌شويم كه در اين دهكده ی كوچك در شمال آلمان اتفاق افتاده است. اولين قربانى دكتر دهكده است كه پاى اسبش‏ به ريسمانى كه بر سر راهش‏ به دو درخت بسته‌اند گير مى‌كند و به زمين مى‌خورد.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط پارسا نیک جو  | لینک ثابت |

هجوم گسترده به فعالان چپ جمعه شانزدهم بهمن 1388 17:1
 

ندای سبز آزادی: در شب های گذشته ماموران امنیتی تعدادی از فعالان طیف چپ را بازداشت کرده و برای دستگیر کردن تعدادی دیگر از آنها نیز اقدام کرده، اما موفق به بازداشتشان نشدند    . 
یاشار دارالشفا، دانشجوی جامعه شناسی دانشگاه تهران، از جمله افرادی است که پنجشنبه شب در هجوم ماموران امنیتی به خانه اش بازداشت شده است. ماموران در این هجوم، کاوه دارالشفا و توران کبیری، برادر و مادر او را هم بازداشت کرده اند .یاشار دارالشفا پیش از این در اعتراضات روز ۱۳ آبان هم بازداشت شده و حدود سه هفته را در زندان اوین گذرانده بود. مازیار سمیعی، دیگر فعال سابق دانشجویی طیف چپ است که او هم پنجشنبه شب در خانه اش دستگیر شده است. به نظر می رسد دستگیری این دو با گفته های امید منتظری در دادگاه اخیر بی ارتباط نباشد. آقای منتظری در دادگاه خود از جمله به فعالیت های خود در نشریه سرپیچ اشاره کرده بود و مازیار سمیعی و یاشار دارالشفا هم در این نشریه اینترنتی که گرایش چپ داشته، یادداشت هایی نوشته بودند. امید مهرگان، مترجم و نویسنده صفحه اندیشه روزنامه شرق، هم در میان بازداشت شدگان پنجشنبه شب است. گزارش های موثقی هم از حمله به خانه چند نفر دیگر از فعالان طیف چپ به ندای سبز آزادی رسیده است. این افراد در زمان حمله نیروهای امنیتی در خانه نبوده اند و بنابراین بازداشت نشده اند. ندای سبز آزادی برای حفظ امنیت این فعالان، از انتشار اسامی آنها خودداری می کند      . 
در روزهای اخیر موج جدیدی از بازداشت ها آغاز شده که از آن جمله می توان از بهار تراکمه (دختر یونس تراکمه و خواهر اردوان تراکمه که او هم از فردای عاشورا در بازداشت است)، نوشین جعفری (روزنامه نگار)، گلناز توسلی (دانشجوی دانشکده هنر دانشگاه آزاد)، سحر قاسمی نژاد (دانشجوی دانشگاه تهران و فرزند یکی از اعدام شدگان دهه ۶۰)، نازنین حسن نیا (دانشجوی دانشگاه تهران)، احسان میرسعیدی (دانشجوی دانشگاه امیرکبیر)، محمد مختاری (دانشجوی دانشگاه کاشان)، وحید عابدینی (فعال سابق دانشجویی)، نوید عابدینی (فعال سابق دانشجویی)، اسماعیل ایزدی (فعال سابق دانشجویی)، علی محمد اسلامپور (خبرنگار در کرمانشاه)، کاوه قاسمی کرمانشاهی (فعال مدنی در کرمانشاه)، نیلوفر لاری پور (ترانه سرا و خبرنگار نشریه چلچراغ) نام برد.

نوشته شده توسط پارسا نیک جو  | لینک ثابت |

انگلس پنجشنبه پانزدهم بهمن 1388 16:58

تونی کلیف

برگردان: سروش ثابت

سخنرانی‌ام را با نقل قولی از انگلس در مورد خودش آغاز می‌کنم یعنی این که وی نسبت به مارکس نقش درجه‌ی دومی بازی می‌کرد. صادقانه بگویم، نسبت به مارکس نقش درجه‌ی دوم بازی کردن خود یک دستاورد درست و حسابی است. حتی نقش 150 ام نسبت به مارکس بازی کردن هم یک دستاورد است!

ادامه مطلب
نوشته شده توسط پارسا نیک جو  | لینک ثابت |

ظهور و افول اسلام سیاسی پنجشنبه پانزدهم بهمن 1388 16:43

ایرج فرزاد

به سالروز ایام بهمن ۵۷ نزدیک میشویم. و برای کسانی که تاریخ را نه رویدادهای اتفاقی، که برعکس یک پروسه قانونمند بدانند، مرور بر آن وقایع و نگاه به سیر رویدادها در موقعیت کنونی اوضاع سیاسی ایران آنها را به نتایجی میرساند که تامل در آنها برای تشخیص دورنمای تحولات آینده مهم است.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط پارسا نیک جو  | لینک ثابت |

بچه‌ی مردم سه شنبه سیزدهم بهمن 1388 20:14

جلال آل احمد

خوب من چه می‌توانستم بکنم؟ شوهرم حاضر نبود مرا با بچه نگه دارد. بچه که مال خودش نبود. مال شوهر قبلی‌ام بود، که طلاقم داده بود، و حاضر هم نشده بود بچه را بگیرد. اگر کس دیگری جای من بود، چه می‌کرد؟ خوب من هم می‌بایست زندگی می‌کردم. اگر این شوهرم هم طلاقم می‌داد، چه می‌کردم؟ ناچار بودم بچه را یک جوری سر به نیست کنم. یک زن چشم و گوش بسته، مثل من، غیر از این چیز دیگری به فکرش نمی‌رسید. نه جایی را بلد بودم، نه راه و چاره‌ای می‌دانستم...


ادامه مطلب
نوشته شده توسط پارسا نیک جو  | لینک ثابت |

معنا در شعر سه شنبه سیزدهم بهمن 1388 20:5

نوشته‌ی حافظ موسوی

شعر هنری کلامی است و از آن‌جا که کلام دارای معنا است منطقا ًباید بتوانیم به این نتیجه‌ی ساده برسیم که وجود معنا در شعر امری بدیهی‌ست. به عبارت دیگر، شعر محصول یکی از کارکردهای زبان است و این جمله مشهور که «شعر اتفاقی‌ست که در زبان می‌افتد» معطوف به همین معناست. شعر محصول کارکرد زیبایی‌شناسی یک زبان است و از این منظر شاید با اندکی تسامح بتوان گفت رابطه‌ی شعر و زبان مثل رابطه‌ی رقص و راه رفتن است. به تعبیر رومن یاکوبسن «شعرشناسی عمدتا ًبه این مسئله می‌پردازد که چه چیزی پیام کلامی را تبدیل به اثر هنری می‌کند.»...


ادامه مطلب
نوشته شده توسط پارسا نیک جو  | لینک ثابت |

ماهي وجفتش سه شنبه سیزدهم بهمن 1388 20:0

ابراهيم گلستان

مرد به ماهي‌ها نگاه مي‌كرد. ماهي‌ها پشت شيشه آرام و آويزان بودند. پشت شيشه برايشان از تخته سنگ‌ها آبگيري ساخته بودند كه بزرگ بود و ديواره‌اش دور مي‌شد و دوريش در نيمه‌ی تاريكي مي‌رفت. ديواره‌ي روبروي مرد از شيشه بود. در نيمه‌ی تاريك راهرو غار مانند در هر دوسو از اين ديواره‌ها بود كه هر كدام آبگيري بودند نمايشگاه ماهي‌هاي جور به‌جور و رنگارنگ. هر آبگير را نوري از بالا روشن مي‌كرد. نور ديده نمي‌شد، اما اثرش روشنايي آبگير بود. و مرد اكنون نشسته بود و به ماهي‌ها در روشنايي سرد و تاريك نگاه مي‌كرد. ماهي‌ها پشت شيشه آرام و آويزان بودند. انگار پرنده بودند، بي‌پر زدن، انگار در هوا بودند. اگر گاهي حبابي بالا نمي‌رفت، آب بودن فضايشان حس نمي‌شد. حباب، و هم چنين حركت كم و كند پره‌هايشان. مرد درته دور روبرو، ‌دوماهي را ديد كه با هم بودند...

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط پارسا نیک جو  | لینک ثابت |